اجابت يک دعوت ... - ياس کبود

+ اجابت يک دعوت ...

يکشنبه 26 خرداد 1387 ساعت 11:19 عصر

سلام ...
شرکت توي اين يکي موج خيلي سخته ، هر جوري سعي کردم از زيرش در برم نشد .
از دست اين رضوان خانوم !
خيلي به اين سوالات فکر کردم و همينطور جوابشون !


سوال اول : چقدر سعي کردم از حضرت فاطمه پيروي کنم ؟
سوال دوم :آرمان هاي اين وبلاگ تا چه حد فاطمي بوده ؟


جواب اول : من ... کم کاري کردم ، خيلي زياد . وقتي اين سوال را از خودم پرسيدم يکدفعه کم آوردم رنگم پريد واقعا من تا چه حد پيرو بودم ؟ اصلا براي من حدي وجود داشته ؟! بعد بيشتر دقت کردم ديدم اون ته تهاي دلم يه چيزي بود که نميشد اسمش را گذاشت پيروي ولي تا حدي اميدوار کننده بود ...
جواب دوم : شروع وبلاگم و گذاشتن اسم ياس کبود روي اون فقط مربوط ميشد به همون ته تهاي دلم يعني ...
فقط يه اسم ! هدفم از شروع وبلاگ اين بود که اين اسم فقط ته تهاي دلم نمونه ولي ... هدفم به کل يادم رفت ...
اين وبلاگ شد جولانگاهي براي دلم ... تازه اونم فقط خواسته هاي روييش نه ته تهاش !


................................................


پ.ن غير مهم : امتحاناتم تمام شد . 2 تير هم کارنامه !
پ.ن مهم : بعد از نوشتن اين پست فهميدم بايد تصميم هاي جدي براي خودم و اين وبلاگ بگيرم ...
که يا اصلاح بشه يا تمام !
پ.ن خيلي مهم : دعوت شونده ها : ( با شرمندگي از پذيرفتن آقايان معذوريم ) پرواز خانوم ، ياسي خانوم ، ساغر خانوم ، مينا خانوم ، و خدايي که به ما لبخند ميزند خانوم !! و هر خانومي که اين متن را خوند ( براي اطلاعات بيشتر به وبلاگ منطقه ي ممنوعه مراجعه شود )


يا علي ... 


نوشته شده توسط : ياس کبود

نظرات ديگران [ نظر]